close
تبلیغات در اینترنت
شیطان پرستی در سینما

درباره وبلاگ

مطالب پربازدید
نظرسنجي
طراحی قالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟






آمار بازديد
افراد آنلاین : 1
بازديد امروز: 39
بازديد ديروز: 11
بازديد هفته: 72
بازديد ماه: 396
بازديد سال: 2,387
بازديد کل: 20,635
خبرنامه
 ایمیل خود را وارد کنید:

امکانات
آيه قرآن ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سوره قرآن ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
log
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مهدويت امام زمان (عج) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ذکر روزهاي هفته

« شيطان پرستي » (1) يک حرکت مکتبي، شبه مکتبي و يا فلسفي است که هواداران آن شيطان را يک طرح و الگوي اصلي و به وجود آمده قبل از عالم هستي مي پندارند. شيطان پرستي در برخي شاخه هاي آن به معناي پرستش شيطان به عنوان قدرتي بسيار قوي تر و مؤثرتر از نيروهاي خير همچون خدا است. در شيطان پرستي، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکي و قدرت مطلق، از نيروها، جنيان و روح هاي پليد و شيطاني نيز براي پرستش و الهام استفاده مي شود؛ در نهايت، « شيطان پرستي » را مي توان به الهام از نيروي شر و پرستش قدرت پليدي معنا کرد. (2)

اين فرقه شاخه هاي گوناگوني دارد که مهم ترين آن ها عبارتند از: (3)

 

1. شيطان پرستي فلسفي: (4)

اين نوع از شيطان پرستي بر مبناي انديشه ي « آنتون زندر لاوي » (5) که در « کتاب مقدس شيطان » (6) و ديگر آثارش آمده، تشکيل شده است. لاوي مؤسس « کليساي شيطان » (7) در سال 1966 م بود و تحت تأثير نوشته هاي برخي فلاسفه ي غربي به تأسيس اين جريان پرداخت.

شيطان پرست فلسفي، خود را خداي خود مي داند و خويش را ملزم مي کند که به طرز فکر گروهي وفادار نباشد و در اِزاي آن، گرايش هاي فردي داشته باشد. در نظر شيطان پرستانِ فلسفي، محور و مرکزيت عالم هستي، خود انسان است و بزرگ ترين آرزو و شرط رستگاري اين نوع از شيطان پرستان، برتري و ترفيع در مقايسه با ديگران است. شيطان پرستان فلسفي عموماً به خدايي براي پرستش قائل نيستند و حيات اخروي و زندگي پس از مرگ را نفي مي کنند. آنان با تکيه بر عقايد انساني، فلسفه ي عقلاني الهي را عبث مي دانند و فقط زندگي عقيم بر مبناي جهان مادي را ارزش مي دانند.

2. شيطان پرستي ديني: (8)

گرايش هاي شيطان پرستي ديني، اغلب مشابه شيطان پرستي فلسفي است، با اين تفاوت که معمولاً پيش نيازي براي خود قائل مي شوند. آن پيش نياز، اين است که يک شيطان پرست ديني بايد به يک يا چند الهه ي شرور و شيطاني معتقد باشد و آن ها را پرستش کند؛ اما شيطاني که در نوع فلسفي تعريف شده، تنها يک امر ذهني محسوب مي شود.

مکان عبادت و پرستش شيطان توسط اين گروه « معبد سِت » (9) نام دارد که « مايکل آکينو » (10) يکي از مأموران سازمان سي. آي. اي آن را اداره مي کند. اين گروه يک جريان سنتي نيز دارد که بيش تر در مناطق کُرد زبان عراق و ايران حضور دارند و فرقه ي « يزيديه » ناميده مي شوند. اين گروه، شيطان را « طاووس مَلِک » مي نامند و معتقدند که بر آدم برتري دارد و به همين دليل تمرد ابليس و سجده نکردن او در برابر انسان را عملي برحق مي دانند. (11)

3. شيطان پرستي گوتيک: (12)

اين فرقه از شيطان پرستان به دوران « تفتيش عقايد مذهبي » از طرف کليسا مربوط مي شوند. کليسا در اين دوره، وحشتناک ترين جنايت ها را عليه مردم روا مي داشت و انسان هاي فراواني را به جرم سحر مي سوزاند. انکيزيسيون تمام کساني را که به سحر و جادو مظنون بودند به زندان مي انداخت، شکنجه مي داد و در آتش مي سوزاند. مأموران تفتيش عقايد در چهار گوشه ي اروپا به دنبال ساحران و جادوگران مي گشتند و بر سر مردمان وحشت مي پراکندند. کليسا با اين وسايل بي شرمانه مي خواست مردم را بترساند و به اطاعت از قدرت خويش وادار سازد. (13)

رفتار کليسا در قرون وسطا مهم ترين عامل براي پيدايش اين گروه از شيطان پرستان بود که براي مقابله با تعاليم کليسا، آموزه هاي شيطاني را بنا نهادند. اين نوع شيطان پرستان معمولاً متهم به اَعمالي از قبيل خوردن نوزادان، بُزکشي، قرباني کردن دختران باکره و نفرت از مسيحيان اند. اين طرز فکر در کتاب « پتک جادوگران » (14) آمده است.

برخلاف شيطان پرستان جديد که براساس متون انجيل شيطاني بر عدم کودک آزاري و آزار حيوانات پافشاري مي کنند، در اين فرقه، وحشتناک ترين اعمال، تنها براي مقابله با دستورهاي الهي انجام مي شود.

4. شيطان پرستي آته ايستيک: (15)

اين گروه، هيچ خدايي را قبول ندارند و منکر خدايند. عقيده دارند قدرت خدايان، همان اندازه اي است که پيروان شان قدرت دارند. اين گروه به هيچ موجود ماورايي از جمله شيطان عقيده اي ندارند و همه ي امور فرامادي را نفي مي کنند. نگرش اين گروه مطابق انديشه اي است که پيش از اين در بحث خداناباوري آمد.

شماري از آثار سينمايي و تلويزيوني، اين جريان را در قالب به تصوير کشيدن انديشه ها، مراسم، نمادها، نوع پوشش و ديگر امور مرتبط با آن، نشان مي دهند. فيلم « رانندگي خشمگين » (16) مراسم گروهي از شيطان پرستان را نشان مي دهد. اين افراد قصد دارند با قرباني کردن نوزادي براي شيطان، حکومت شيطان بر روي زمين را پايه ريزي کنند. در اين فيلم، نمادها و انديشه هاي جريان شيطان پرستي ديده مي شود و مهم ترين آن قدرت مند نشان دادن شيطان است.

اولين گروه از اين موضوع را فيلم هايي تشکيل مي دهند که عقايد خرافي درباره شيطان را با رويکرد ذکر شده در انواع شيطان پرستي، نشان مي دهند. نمونه هايي در بحث مربوط به شيطان و نفي وجود خدا آمد که بيش تر آن ها در اين موضوع نيز قرار مي گيرند. هم چنين نمونه هاي ديگري نيز وجود دارد؛ از جمله در فيلم « بچه ي رزماري » (17) گروه شيطان پرستان در پي تولد و نگهداري از نوزادي هستند که فرزند شيطان محسوب مي شود. اين مولود در آينده اي نزديک، جهان را به تسخير شيطان درخواهد آورد.

ويروسي ناشناخته در فيلم « روز قيامت » (18) باعث تبديل شدن انسان ها به موجودات آدم خوار مي شود و دولت ها براي جلوگيري از شيوع اين ويروس، محل وسيعي را در قرنطينه قرار مي دهند و ديوارهاي بلندي سرتاسر اين محوطه مي سازند. پس از گذشت زمان، گروهي از سربازان براي يافتن دانشمندي که احتمال مي رود درمان اين ويروس را يافته باشد به داخل اين منطقه مي روند. آنان در اين مکان با دو گروه از انسان ها مواجه مي شوند: گروهي انسان هاي سنتي و گروهي که وضع و پوششي همچون شيطان پرستان دارند و آدم مي خورند. اين گروه براي قرباني کردن انسان و خوردن آن مراسمي همراه با رقص و موسيقي انجام مي دهند.

گروه موسيقي راک در فيلم « بدن جنيفر » براي رسيدن به شهرت قصد دارند دختري را براي شيطان قرباني کنند. آن ها براي اجراي اين مراسم از آموزه هاي « کتاب مقدس شيطان » استفاده مي کنند. اين کتاب همان گونه که ذکر شد مربوط به شيطان پرستان فلسفي است. نکته ي قابل توجه در اين فيلم، آن است که اين گروه موسيقي با قرباني براي شيطان به شهرتي فراگير مي رسند.

در گروهي از فيلم ها نمادهاي مربوط به شيطان پرستان (19) نشان داده مي شود؛ به اين صورت که برخي نمادها معرفي و در پي آن، فلسفه و معناي نماد در قالب داستان بيان مي شود. نمادهاي اين جريان را مي توان در فيلم هايي همچون « خانه »، (20) « منطقه ي سيزده »، (21) «موفق باشي چاک »، (22) « شرلوک هلمز »، « رمز داوينچي » (23) و مجموعه فيلم هاي « طالع نحس » (24) مشاهده کرد. بايد توجه داشت که صرفاً وجود يک نماد در فيلم نمي تواند به معناي موجود بودن آن فيلم در گروه هاي شيطان پرستي باشد و در فيلم هايي که براي نمونه ذکر شد، نمادها به همان معنايي استفاده شده است که در شيطان پرستي لحاظ مي شود.

بخشي از فيلم هايي که با شيطان پرستي مرتبط است، علاوه بر تبيين انديشه هاي مرتبط با اين جريان، از شخصيت هاي مطرح در اين فرقه نيز استفاده مي کند. به اين توضيح که اشخاص مهم و صاحب جايگاه در اين فرقه به عنوان عاملي اصلي در توليد فيلم قرار مي گيرند. با اين کار، علاوه بر تبيين نگرش شيطان پرستي و تبليغ آن، اين افراد نيز در معرض توجه مخاطبان قرار مي گيرند که باعث مطرح شدن و محبوبيت آنان مي شود.

از جمله « آنتون زندر لاوي » مؤسس شيطان پرستي فلسفي و کليساي شيطان، در فيلم « باران شيطان » (25) بازي مي کند و علاوه بر آن در توليد فيلم هاي ديگري نيز نقش داشته است. (26) « مريلين منسون » (27) خواننده ي شيطان پرستي که پست ترين کارهاي ممکن را در ويدئوکليپ هايش انجام مي دهد، (28) در ده ها فيلم به عنوان خواننده، موسيقي دان، کارگردان، ‌تهيه کننده، بازيگر و... حضور داشته است. (29) البته تمام اين آثار، نشاني از شيطان پرستي ندارند؛ اما حضور او تبليغي براي اين جريان است. مهم ترين اثر در مجموعه کارهاي او، بازيگري در فيلم « بزرگ راه گمشده » (30) اثر کارگردان مطرح سينما « ديويد لينچ » (31) است.

براي آخرين نمونه، از اين افراد مي توان « راب زامبي » (32) را نام برد. او پرکارترين شيطان پرست در عرصه ي سينما و تلويزيون است و تا به حال ده اثر را کارگرداني کرده است. از مهم ترين فيلم هاي او مي توان فيلم « خانه ي هزار جسد » (33) و دو قسمت « هالووين » را نام برد. تمام آثار او پر از مفاهيم شيطاني و سکانش هاي خشونت بار و جنسي است.

قالب سينمايي که در زمينه ي فيلم هاي مرتبط با شيطان پرستي استفاده مي شود معمولاً گونه ي ترسناک است؛ زيرا در اين فيلم ها ترس از موجود ماورايي يا اتفاقي هولناک وجود دارد که معمولاً به شري از جانب شيطان بازگشت مي کند. تحليل محتواي اين فيلم ها از توضيحاتي که درباره انواع و نگرش شيطان پرستان آمد روشن مي شود و مي توان به صورت خلاصه، فرقه ي شيطان پرستي را در « هنجارشکني » خلاصه کرد؛ يعني هر آن چه آموزه هاي ديني يا اجتماعي تأييد مي کنند. اين گروه به آن آموزه ها « نه » مي گويد و وارونه ي آن را انجام مي دهند. همين الگو در شيوه ي آرايش و پوشش آنان نيز ديده مي شود و سبکي مورد استفاده قرار مي گيرد که در هيچ فرهنگ ديني و عقلاني پذيرفته نيست.

پي‌نوشت‌ها:

1. Satanism

2. امين خندقي، جواد، شناخت و بررسي شيطان پرستي، ص 38.

3. همان، صص 70-123.

4. Philosophical Satanism

5. Anton Szandor LaVey

6. Bible of Satan

7. The Church of Satan

8. Religious Satanism

9. Temple of Set

10. Michael Aquino

11. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فِرَق اسلامي، ص 472.

12. Gothic Satanism

13. کاسمينسکي و ديگران، تاريخ قرون وسطا، ص 237.

14. The Hammer of Witches

15. Atheistic Satanism

16. Drive Angry

17. Rosemary"s Baby

18. Doomsday

19. ر.ک: امين خندقي، جواد، شناخت و بررسي شيطان پرستي، صص 195-221.

20. House

21. District 13

22. Good Luck Chuck

23. The Da Vinci Code

24. The Omen

25. The Devil"s Rain

26. Anton LaVy, IMDb site.

27. Marilyn Manson

28. ر.ک: امين خندقي، جواد، شناخت و بررسي شيطان پرستي، صص 171-189.

29. Marilyn Manson, IMDb site.

30. Lost Highway

31. David Lynch

32. Rob Zombie

33. House of 1000 Corpses

منبع مقاله : 

امين خندقي، جواد؛ (1391)، دين و سينما، آموزه هاي اخلاقي و ارزشي؛ بررسي و تحليل بيش از سيصد فيلم؛ قم: ولاء منتظر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، چاپ اول